cordon bleu چگونه تلفظ می‌شود

زبان و لهجه را فیلتر کنید
filter
cordon bleu تلفظ به آلمانی [de]
  • cordon bleu تلفظ
    تلفظ‌کننده hermanthegerman (مذكر از آلمان) مذكر از آلمان
    تلفظ‌کننده  hermanthegerman

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
  • cordon bleu تلفظ
    تلفظ‌کننده Thonatas (مذكر از آلمان) مذكر از آلمان
    تلفظ‌کننده  Thonatas

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ cordon bleu به آلمانی

cordon bleu تلفظ به فرانسوی [fr]
  • cordon bleu تلفظ
    تلفظ‌کننده aiprt (مذكر از فرانسه) مذكر از فرانسه
    تلفظ‌کننده  aiprt

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ cordon bleu به فرانسوی

cordon bleu تلفظ به هلندی [nl]
  • cordon bleu تلفظ
    تلفظ‌کننده ep_nl (مؤنث از هلند) مؤنث از هلند
    تلفظ‌کننده  ep_nl

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ cordon bleu به هلندی

cordon bleu تلفظ به انگلیسی [en]
    لهجه: آمریکایی لهجه: آمریکایی
  • cordon bleu تلفظ
    تلفظ‌کننده rmungo49 (مذكر از ایالات متحده آمريكا) مذكر از ایالات متحده آمريكا
    تلفظ‌کننده  rmungo49

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
معنی
  • تعریفِ cordon bleu

    • a chef famous for his great skill
    • an honor or award gained for excellence

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ cordon bleu به انگلیسی

cordon bleu تلفظ به دانمارکی [da]
  • cordon bleu تلفظ
    تلفظ‌کننده AVForlaget (مذكر) مذكر
    تلفظ‌کننده  AVForlaget

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ cordon bleu به دانمارکی

لهجه‌ها و زبان‌ها در نقشه

واژه‌ی اتفاقی: RegenwurmBadezimmerSchwiegervaterAdolf HitlerEhrensenf