billet چگونه تلفظ می‌شود

زبان و لهجه را فیلتر کنید
filter
billet تلفظ به فرانسوی [fr]
  • billet تلفظ
    تلفظ‌کننده gwen_bzh (مذكر از فرانسه) مذكر از فرانسه
    تلفظ‌کننده  gwen_bzh

    6 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
  • billet تلفظ
    تلفظ‌کننده MystOgriff (مؤنث از فرانسه) مؤنث از فرانسه
    تلفظ‌کننده  MystOgriff

    User information

    2 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
  • billet تلفظ
    تلفظ‌کننده Domigloup (مؤنث از فرانسه) مؤنث از فرانسه
    تلفظ‌کننده  Domigloup

    User information

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
  • billet تلفظ
    تلفظ‌کننده Nantaise (مؤنث از فرانسه) مؤنث از فرانسه
    تلفظ‌کننده  Nantaise

    User information

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
عبارت
معنی - مترادف‌ها
  • تعریفِ billet

    • court écrit transmis à une personne
    • ticket, imprimé utilisé par convention pour l'entrée dans un spectacle, etc.
    • papier-monnaie émis par la banque centrale d'un pays ou d'un ensemble de pays
  • مترادف‌های billet

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ billet به فرانسوی

billet تلفظ به انگلیسی [en]
هجی آواشناختی:  ˈbɪlɪt
    لهجه: آمریکایی لهجه: آمریکایی
  • billet تلفظ
    تلفظ‌کننده Duncan1962 (مذكر از ایالات متحده آمريكا) مذكر از ایالات متحده آمريكا
    تلفظ‌کننده  Duncan1962

    User information

    2 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
  • billet تلفظ
    تلفظ‌کننده snowcrocus (مؤنث از ایالات متحده آمريكا) مؤنث از ایالات متحده آمريكا
    تلفظ‌کننده  snowcrocus

    User information

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
  • billet تلفظ
    تلفظ‌کننده rdbedsole (مذكر از ایالات متحده آمريكا) مذكر از ایالات متحده آمريكا
    تلفظ‌کننده  rdbedsole

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
معنی - مترادف‌ها
  • تعریفِ billet

    • a short personal letter
    • lodging for military personnel (especially in a private home)
    • a job in an organization
  • مترادف‌های billet

    • house تلفظ
      [en]
    • lodge تلفظ
      lodge [en]
    • bunk تلفظ
      bunk [en]
    • bed تلفظ
      bed [en]
    • barracks تلفظ
      barracks [en]
    • lodging تلفظ
      lodging [en]
    • camp تلفظ
      camp [en]
    • protect تلفظ
      protect [en]
    • harbor تلفظ
      harbor [en]

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ billet به انگلیسی

billet تلفظ به دانمارکی [da]
  • billet تلفظ
    تلفظ‌کننده Azunai (مذكر از دانمارک) مذكر از دانمارک
    تلفظ‌کننده  Azunai

    2 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ billet به دانمارکی

billet تلفظ به سرخپوستی آمریکایی [ia]
  • billet تلفظ
    تلفظ‌کننده McDutchie (مذكر از هلند) مذكر از هلند
    تلفظ‌کننده  McDutchie

    User information

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ billet به سرخپوستی آمریکایی

billet تلفظ به آلمانی [de]
  • billet تلفظ
    تلفظ‌کننده Berliner (مذكر از آلمان) مذكر از آلمان
    تلفظ‌کننده  Berliner

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
  • billet تلفظ
    تلفظ‌کننده Gabi (مؤنث از آلمان) مؤنث از آلمان
    تلفظ‌کننده  Gabi

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
  • billet تلفظ
    تلفظ‌کننده JuNi (مؤنث از اتریش) مؤنث از اتریش
    تلفظ‌کننده  JuNi

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ billet به آلمانی

لهجه‌ها و زبان‌ها در نقشه

آیا می‌دانید چگونه "billet" را تلفظ کنید؟
billet در انتظار تلفظ هستند در:
  • ضبط تلفظ billet billet   [es - es]
  • ضبط تلفظ billet billet   [es - latam]
  • ضبط تلفظ billet billet   [es - other]

واژه‌ی اتفاقی: chienfromagequelque chosebrunmaman