stool چگونه تلفظ می‌شود

زبان و لهجه را فیلتر کنید
filter
stool تلفظ به انگلیسی [en]
هجی آواشناختی:  stuːl
    لهجه: انگلیسی لهجه: انگلیسی
  • stool تلفظ
    تلفظ‌کننده gemmelo (مؤنث از پادشاهی متحده (بريتانيا)) مؤنث از پادشاهی متحده (بريتانيا)
    تلفظ‌کننده  gemmelo

    User information

    2 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
    لهجه: سایر
  • stool تلفظ
    تلفظ‌کننده billbc (مذكر از کانادا) مذكر از کانادا
    تلفظ‌کننده  billbc

    User information

    4 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
عبارت
معنی - مترادف‌ها
  • تعریفِ stool

    • a simple seat without a back or arms
    • solid excretory product evacuated from the bowels
    • (forestry) the stump of a tree that has been felled or headed for the production of saplings
  • مترادف‌های stool

    • chair تلفظ
      chair [en]
    • seat تلفظ
      seat [en]
    • bench تلفظ
      bench [en]
    • pew تلفظ
      pew [en]
    • settee تلفظ
      settee [en]
    • throne تلفظ
      throne [en]
    • furniture تلفظ
      furniture [en]
    • sofa تلفظ
      sofa [en]
    • space تلفظ
      space [en]
    • place تلفظ
      place [en]

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ stool به انگلیسی

stool تلفظ به ليمبورگيش [li]
  • stool تلفظ
    تلفظ‌کننده njay (مذكر از هلند) مذكر از هلند
    تلفظ‌کننده  njay

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ stool به ليمبورگيش

stool تلفظ به آلمانی سفلا [nds]
  • stool تلفظ
    تلفظ‌کننده Woolters (مذكر از هلند) مذكر از هلند
    تلفظ‌کننده  Woolters

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ stool به آلمانی سفلا

لهجه‌ها و زبان‌ها در نقشه

آیا می‌دانید چگونه "stool" را تلفظ کنید؟
stool در انتظار تلفظ هستند در:
  • ضبط تلفظ stool stool   [en - uk]
  • ضبط تلفظ stool stool   [en - usa]

واژه‌ی اتفاقی: advertisementdecadencegraduatedcomfortableonion