orchestration چگونه تلفظ می‌شود

زبان و لهجه را فیلتر کنید
filter
orchestration تلفظ به فرانسوی [fr]
  • orchestration تلفظ
    تلفظ‌کننده phkre (مذكر از فرانسه) مذكر از فرانسه
    تلفظ‌کننده  phkre

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
  • orchestration تلفظ
    تلفظ‌کننده FrenchMaleVoice (مذكر از فرانسه) مذكر از فرانسه
    تلفظ‌کننده  FrenchMaleVoice

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
معنی - مترادف‌ها
  • تعریفِ orchestration

    • adaptation d'une œuvre musicale pour une interprétation orchestrale
    • préparation méthodique et concertée
  • مترادف‌های orchestration

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ orchestration به فرانسوی

orchestration تلفظ به آلمانی [de]
  • orchestration تلفظ
    تلفظ‌کننده Mravinszky (مذكر از آلمان) مذكر از آلمان
    تلفظ‌کننده  Mravinszky

    User information

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ orchestration به آلمانی

orchestration تلفظ به انگلیسی [en]
    لهجه: انگلیسی لهجه: انگلیسی
  • orchestration تلفظ
    تلفظ‌کننده sdoerr (مذكر از پادشاهی متحده (بريتانيا)) مذكر از پادشاهی متحده (بريتانيا)
    تلفظ‌کننده  sdoerr

    User information

    -1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

    گزارش
معنی
  • تعریفِ orchestration

    • an arrangement of a piece of music for performance by an orchestra or band
    • the act of arranging a piece of music for an orchestra and assigning parts to the different musical instruments
    • an arrangement of events that attempts to achieve a maximum effect

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ orchestration به انگلیسی

لهجه‌ها و زبان‌ها در نقشه

آیا می‌دانید چگونه "orchestration" را تلفظ کنید؟
orchestration در انتظار تلفظ هستند در:
  • ضبط تلفظ orchestration orchestration   [en - uk]
  • ضبط تلفظ orchestration orchestration   [en - usa]

واژه‌ی اتفاقی: croissantforce majeureaoûtmerciFrançais