financier چگونه تلفظ می‌شود

financier تلفظ به انگلیسی [en]
faɪˈnænsɪə(r)
  • financier تلفظ تلفظ‌کننده billbc (مذكر از کانادا)

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • financier تلفظ تلفظ‌کننده TopQuark (مذكر از پادشاهی متحده (بريتانيا))

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • financier تلفظ تلفظ‌کننده rdbedsole (مذكر از ایالات متحده آمريكا)

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ financier به انگلیسی

معنی - مترادف‌ها
  • تعریفِ financier

    • a person skilled in large scale financial transactions
    • conduct financial operations, often in an unethical manner
  • مترادف‌های financier

لهجه‌ها و زبان‌ها در نقشه

financier تلفظ به هلندی [nl]
  • financier تلفظ تلفظ‌کننده Rick_Qualie (مذكر از هلند)

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • financier تلفظ تلفظ‌کننده hertogh (مؤنث از هلند)

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ financier به هلندی

financier تلفظ به فرانسوی [fr]
  • financier تلفظ تلفظ‌کننده MadMorwen (مؤنث از سوئیس)

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ financier به فرانسوی

عبارت
  • financier مثال در یک عبارت

    • Cet investissement de l'État sera financé par les contribuables

      Cet investissement de l'État sera financé par les contribuables تلفظ تلفظ‌کننده DarkChickenProunouncer (مذكر از فرانسه)
    • Cet investissement de l'État sera financé par les contribuables

      Cet investissement de l'État sera financé par les contribuables تلفظ تلفظ‌کننده sicerabibax (مذكر از فرانسه)
    • Le centre financier propose différents types de comptes

      Le centre financier propose différents types de comptes تلفظ تلفظ‌کننده SophieLu (مؤنث از فرانسه)
معنی - مترادف‌ها
  • تعریفِ financier

    • relatif aux finances, à l'ensemble des recettes et dépenses, à l'argent
    • spécialiste des opérations financières
    • gâteau à base d'amandes
  • مترادف‌های financier

واژه‌ی اتفاقی: squirrelanythingsupercalifragilisticexpialidociousawesomeWord