effort چگونه تلفظ می‌شود

effort تلفظ به انگلیسی [en]
ˈefət
  • effort تلفظ تلفظ کننده petaluma (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)

    7 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • effort تلفظ تلفظ کننده wordfactory (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)

    6 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • effort تلفظ تلفظ کننده BritishEnglish (مذكر از پادشاهی متحده (بريتانيا))

    5 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ effort به انگلیسی

عبارت
  • effort مثال در یک عبارت

    • It's an effort to get out of bed in the morning when it gets dark

      It's an effort to get out of bed in the morning when it gets dark تلفظ تلفظ کننده stlowery (مذكر از ایالات متحده آمريكا)
    • It took a mighty effort to get everything done on time

      It took a mighty effort to get everything done on time تلفظ تلفظ کننده stlowery (مذكر از ایالات متحده آمريكا)
معنی - هم‌معنی‌ها
  • تعریف effort

    • earnest and conscientious activity intended to do or accomplish something
    • use of physical or mental energy; hard work
    • a notable achievement
  • هم‌معنی‌های effort

لهجه‌ها و زبان‌ها در نقشه

effort تلفظ به فرانسوی [fr]
  • effort تلفظ تلفظ کننده spl0uf (مذكر از فرانسه)

    2 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • effort تلفظ تلفظ کننده PERCE_NEIGE (مؤنث از فرانسه)

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • effort تلفظ تلفظ کننده gwen_bzh (مذكر از فرانسه)

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ effort به فرانسوی

عبارت
  • effort مثال در یک عبارت

    • Tu peux le faire, allez! un petit effort!

      Tu peux le faire, allez! un petit effort! تلفظ تلفظ کننده punade (مؤنث از فرانسه)
معنی - هم‌معنی‌ها
  • تعریف effort

    • fait de mobiliser et de mettre en œuvre toutes ses forces et ressources en vue de vaincre une résistance, d'atteindre un objectif (un effort physique, un effort intellectuel)
    • douleur musculaire, articulaire due à une tension trop vive des muscles
    • force exercée par un corps (effort de traction, effort de flexion, effort de compression)
  • هم‌معنی‌های effort

effort تلفظ به لوگزامبورگی [lb]
  • effort تلفظ تلفظ کننده piral58 (مذكر از لوکزامبورگ)

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ effort به لوگزامبورگی

واژه‌ی اتفاقی: Washingtonaworkvaselanguage