usage چگونه تلفظ می‌شود

usage تلفظ به انگلیسی [en]
ˈjuːsɪdʒ
    آمریکایی
  • usage تلفظ تلفظ‌کننده davechristi (مذكر از ایالات متحده آمريكا)

    10 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • usage تلفظ تلفظ‌کننده eris (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)

    2 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • usage تلفظ تلفظ‌کننده Mike_USA (مذكر از ایالات متحده آمريكا)

    2 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • usage تلفظ تلفظ‌کننده falconfling (مذكر از ایالات متحده آمريكا)

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • سایر
  • usage تلفظ تلفظ‌کننده Ambush (مذكر از استرالیا)

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • usage تلفظ تلفظ‌کننده kiwi2oz (مذكر از نیوزیلند)

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • انگلیسی
  • usage تلفظ تلفظ‌کننده googler (مذكر از پادشاهی متحده (بريتانيا))

    -1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ usage به انگلیسی

عبارت
  • usage مثال در یک عبارت

    • She was a fervent campaigner for the correct usage of English

      She was a fervent campaigner for the correct usage of English تلفظ تلفظ‌کننده kaytykat123 (مؤنث از کانادا)
    • Usage of the camcorder has dropped as smartphones can now record video.

      Usage of the camcorder has dropped as smartphones can now record video. تلفظ تلفظ‌کننده Kochanyk (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)
معنی - مترادف‌ها
  • تعریفِ usage

    • the act of using
    • accepted or habitual practice
    • the customary manner in which a language (or a form of a language) is spoken or written
  • مترادف‌های usage

لهجه‌ها و زبان‌ها در نقشه

usage تلفظ به فرانسوی [fr]
y.zaʒ
  • usage تلفظ تلفظ‌کننده spl0uf (مذكر از فرانسه)

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ usage به فرانسوی

عبارت
  • usage مثال در یک عبارت

    • Fais bon usage de tes pouvoirs.

      Fais bon usage de tes pouvoirs. تلفظ تلفظ‌کننده weareux (مؤنث از فرانسه)
    • Je fais usage de la niaprazine afin de dormir.

      Je fais usage de la niaprazine afin de dormir. تلفظ تلفظ‌کننده Tenq (مذكر از سوئیس)
معنی - مترادف‌ها
  • تعریفِ usage

    • fait d'utiliser, de se servir de quelque chose
    • utilisation, emploi d'une technique par un groupe social (l'usage de la boussole)
    • destination particulière de quelque chose
  • مترادف‌های usage

واژه‌ی اتفاقی: squirrelanythingsupercalifragilisticexpialidociousawesomeWord