Menu
جستوجو
Pronounce
پارسی
Deutsch
English
Español
Français
Italiano
日本語
Nederlands
Polski
Português
Русский
Türkçe
汉语
العربية
Български
Bosanski
Català
Čeština
Dansk
Ελληνικά
Euskara
Suomi
客家语
עברית
हिन्दी
Hrvatski
Magyar
Հայերեն
Bahasa Indonesia
한국어
Kurdî / كوردی
Latviešu
Norsk
ਪੰਜਾਬੀ
Română
Slovenčina
Српски / Srpski
Svenska
ไทย
Татар теле
Українська
Tiếng Việt
粵文
ورود
زبانها
راهنماها
دستهها
رویدادها
کاربران
بلاگ
جستوجوی واژه
زبانها
تلفظ
آلمانی > اسپانیایی
آلمانی > انگلیسی
آلمانی > ایتالیایی
آلمانی > پرتغالی
آلمانی > روسی
آلمانی > ژاپنی
آلمانی > فرانسوی
اسپانیایی > آلمانی
اسپانیایی > انگلیسی
اسپانیایی > ایتالیایی
اسپانیایی > پرتغالی
اسپانیایی > روسی
اسپانیایی > ژاپنی
اسپانیایی > فرانسوی
انگلیسی > آلمانی
انگلیسی > اسپانیایی
انگلیسی > ایتالیایی
انگلیسی > پرتغالی
انگلیسی > روسی
انگلیسی > ژاپنی
انگلیسی > فرانسوی
ایتالیایی > آلمانی
ایتالیایی > اسپانیایی
ایتالیایی > انگلیسی
ایتالیایی > پرتغالی
ایتالیایی > روسی
ایتالیایی > ژاپنی
ایتالیایی > فرانسوی
پرتغالی > آلمانی
پرتغالی > اسپانیایی
پرتغالی > انگلیسی
پرتغالی > ایتالیایی
پرتغالی > روسی
پرتغالی > ژاپنی
پرتغالی > فرانسوی
روسی > آلمانی
روسی > اسپانیایی
روسی > انگلیسی
روسی > ایتالیایی
روسی > پرتغالی
روسی > ژاپنی
روسی > فرانسوی
ژاپنی > آلمانی
ژاپنی > اسپانیایی
ژاپنی > انگلیسی
ژاپنی > ایتالیایی
ژاپنی > پرتغالی
ژاپنی > روسی
ژاپنی > فرانسوی
فرانسوی > آلمانی
فرانسوی > اسپانیایی
فرانسوی > انگلیسی
فرانسوی > ایتالیایی
فرانسوی > پرتغالی
فرانسوی > روسی
فرانسوی > ژاپنی
جستوجو
زبان:
لهستانی
[
pl
]
بازگشت به لهستانی
دستهبندی:
syn
تصديق syn تلفظ ها
29 واژههای برچسبخورده با عنوان "syn".
ترتيب
بر اساس تاريخ
بر اساس محبوبيت
بر اساس الفبا
ojciec تلفظ
ojciec
pierwszy تلفظ
pierwszy
zszokowany تلفظ
zszokowany
wyrodny تلفظ
wyrodny
sukinkot تلفظ
sukinkot
upolityczniony تلفظ
upolityczniony
zmartwychwstały تلفظ
zmartwychwstały
zahukany تلفظ
zahukany
obrażony تلفظ
obrażony
niewdzięczny تلفظ
niewdzięczny
wykształć تلفظ
wykształć
spłodzony تلفظ
spłodzony
przepytać تلفظ
przepytać
zmarnować się تلفظ
zmarnować się
ckliwszy تلفظ
ckliwszy
kochający تلفظ
kochający
rozbisurmaniony تلفظ
rozbisurmaniony
nakarmiony تلفظ
nakarmiony
ojcostwo تلفظ
ojcostwo
wyklęty تلفظ
wyklęty
książęcy تلفظ
książęcy
struchlały تلفظ
struchlały
nadąsany تلفظ
nadąsany
niedożywiony تلفظ
niedożywiony
piegowaty تلفظ
piegowaty
obwiniany تلفظ
obwiniany
wypieszczony تلفظ
wypieszczony
opłakany تلفظ
opłakany
memu synowi تلفظ
memu synowi