picture چگونه تلفظ می‌شود

در:
picture تلفظ به انگلیسی [en]
ˈpɪktʃə(r)
    سایر
  • picture تلفظ تلفظ‌کننده BobMcG (مذكر از کانادا)

    8 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • picture تلفظ تلفظ‌کننده TheFriz13 (مؤنث از استرالیا)

    -1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • آمریکایی
  • picture تلفظ تلفظ‌کننده JessicaMS (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)

    8 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • picture تلفظ تلفظ‌کننده andyhessler (مذكر از ایالات متحده آمريكا)

    3 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • picture تلفظ تلفظ‌کننده Voyagerfan5761 (مذكر از ایالات متحده آمريكا)

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • picture تلفظ تلفظ‌کننده rodent (مذكر از ایالات متحده آمريكا)

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • انگلیسی
  • picture تلفظ تلفظ‌کننده Leochares (مذكر از پادشاهی متحده (بريتانيا))

    -1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • picture تلفظ تلفظ‌کننده David_AAA (مذكر از پادشاهی متحده (بريتانيا))

    -1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ picture به انگلیسی

عبارت
  • picture مثال در یک عبارت

    • a piece of a picture

      a piece of a picture تلفظ تلفظ‌کننده kstone11 (مذكر از ایالات متحده آمريكا)
    • a picture of an Argentine girl

      a picture of an Argentine girl تلفظ تلفظ‌کننده geneoconnor (مذكر از ایالات متحده آمريكا)
    • Don't get distracted by the minutiae. Focus on the big picture.

      Don't get distracted by the minutiae. Focus on the big picture. تلفظ تلفظ‌کننده hjv1343 (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)
    • That girl is as pretty as a picture. She could be a model.

      That girl is as pretty as a picture. She could be a model. تلفظ تلفظ‌کننده SignmanII (مذكر از اوگاندا)
    • While on holiday, I sent my parents a picture postcard of the Jacques Cartier Bridge.

      While on holiday, I sent my parents a picture postcard of the Jacques Cartier Bridge. تلفظ تلفظ‌کننده danielroberts (مذكر)
معنی - مترادف‌ها
  • تعریفِ picture

    • a visual representation (of an object or scene or person or abstraction) produced on a surface
    • graphic art consisting of an artistic composition made by applying paints to a surface
    • a clear and telling mental image
  • مترادف‌های picture

لهجه‌ها و زبان‌ها در نقشه

واژه‌ی اتفاقی: waterantidisestablishmentarianismhellotomatocaramel