donkey چگونه تلفظ می‌شود

در:
donkey تلفظ به انگلیسی [en]
ˈdɒŋki
    آمریکایی
  • donkey تلفظ تلفظ‌کننده fast46 (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)

    5 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • donkey تلفظ تلفظ‌کننده ynarakit (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • donkey تلفظ تلفظ‌کننده Happy_in_Missouri (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • donkey تلفظ تلفظ‌کننده ejscrym (مذكر از ایالات متحده آمريكا)

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • انگلیسی
  • donkey تلفظ تلفظ‌کننده bananaman (مذكر از پادشاهی متحده (بريتانيا))

    2 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • donkey تلفظ تلفظ‌کننده x_WoofyWoo_x (مؤنث از پادشاهی متحده (بريتانيا))

    2 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • donkey تلفظ تلفظ‌کننده Kraig (مذكر از پادشاهی متحده (بريتانيا))

    1 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • سایر
  • donkey تلفظ تلفظ‌کننده GordonRugg (مذكر از کانادا)

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • donkey تلفظ تلفظ‌کننده naindejardin90 (مؤنث از کانادا)

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ donkey به انگلیسی

عبارت
  • donkey مثال در یک عبارت

    • Prepare to be persuaded. She can talk the hind leg off a donkey.

      Prepare to be persuaded. She can talk the hind leg off a donkey. تلفظ تلفظ‌کننده porsche911guy (مذكر از ایالات متحده آمريكا)
    • Prepare to be persuaded. She can talk the hind leg off a donkey.

      Prepare to be persuaded. She can talk the hind leg off a donkey. تلفظ تلفظ‌کننده awesomemeeos (مذكر از استرالیا)
    • The donkey was very stubborn and refused to do what it was told

      The donkey was very stubborn and refused to do what it was told تلفظ تلفظ‌کننده iharmonize2 (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)
معنی - مترادف‌ها
  • تعریفِ donkey

    • the symbol of the Democratic Party; introduced in cartoons by Thomas Nast in 1874
    • domestic beast of burden descended from the African wild ass; patient but stubborn
  • مترادف‌های donkey

    • dolt تلفظ dolt [en]
    • ass تلفظ ass [en]
    • mule تلفظ mule [en]
    • animal [n]: ass; dickey; jennet; mule; jackass; bu
    • booby (informal)
    • dickey
    • jennet
    • jackass (informal)

لهجه‌ها و زبان‌ها در نقشه

واژه‌ی اتفاقی: literaturecaughtroutemountainbeautiful