blow چگونه تلفظ می‌شود

blow تلفظ به انگلیسی [en]
bləʊ
    آمریکایی
  • blow تلفظ تلفظ‌کننده NipponJapan (مذكر از ایالات متحده آمريكا)

    5 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • blow تلفظ تلفظ‌کننده Marlfox (مذكر از ایالات متحده آمريكا)

    3 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • blow تلفظ تلفظ‌کننده JessicaMS (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)

    2 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • blow تلفظ تلفظ‌کننده griffeblanche (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

  • blow تلفظ تلفظ‌کننده mmdills22 (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)

    0 رأی خوب بد

    به برگزيده‌های من اضافه کن

    دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟ تلفظ blow به انگلیسی

عبارت
  • blow مثال در یک عبارت

    • He received a body blow that knocked him down.

      He received a body blow that knocked him down. تلفظ تلفظ‌کننده kstone11 (مذكر از ایالات متحده آمريكا)
    • Here's a paper handkerchief to blow your nose

      Here's a paper handkerchief to blow your nose تلفظ تلفظ‌کننده stlowery (مذكر از ایالات متحده آمريكا)
    • He blew his top when I told him I was leaving the company. Such language!

      He blew his top when I told him I was leaving the company. Such language! تلفظ تلفظ‌کننده Kerlinem (مؤنث از ایالات متحده آمريكا)
    • I don't want to blow my own trumpet, but I'm pretty good at pronouncing these words.

      I don't want to blow my own trumpet, but I'm pretty good at pronouncing these words. تلفظ تلفظ‌کننده naordway (مذكر از ایالات متحده آمريكا)
    • I know you are angry. Step outside and blow off some steam.

      I know you are angry. Step outside and blow off some steam. تلفظ تلفظ‌کننده kaytykat123 (مؤنث از کانادا)
معنی - مترادف‌ها
  • تعریفِ blow

    • a powerful stroke with the fist or a weapon
    • an impact (as from a collision)
    • an unfortunate happening that hinders or impedes; something that is thwarting or frustrating
  • مترادف‌های blow

    • flap تلفظ flap [en]
    • flutter تلفظ flutter [en]
    • waft تلفظ waft [en]
    • rush تلفظ rush [en]
    • whirl تلفظ whirl [en]
    • whisk تلفظ whisk [en]
    • drive تلفظ drive [en]
    • fling تلفظ fling [en]
    • misfortune تلفظ misfortune [en]
    • set-back

لهجه‌ها و زبان‌ها در نقشه

واژه‌ی اتفاقی: auntscheduleGoogleYouTubelieutenant